X
تبلیغات
دایی
 

                         


سوژه اصلی ورود پرسپولیسی‌ها به اردبیل حضور مادر علی دایی در فرودگاه بود که دایی و بازیکنان این تیم را غافلگیر کرد.

مادر دایی با بوسه بر پیشانی علی دایی حضور او در اردبیل را به فال نیک گرفت و برای پرسپولیس آرزوی موفقیت کرد.
نکته ای که شاید خیلی ها از کنار آن به سادگی عبورکردن حجاب مادر مرد مولتی میلیاردر فوتبال ایران است که نشان از پاکی و صفای دل این مادر ایرانی دارد و قطعا از دامن پاک چنین شیر زنانی  این بزرگ مردان و پهلوانان متولد خواهند شد که دنیا به داشتنش غبطه می خورد و خدا وند هر آنچه را که دیگران با میلیاردها پول نمی توانند به دست آورند به  این جوان اردبیلی یکجا بمی دهد.
به هر حال این الگوهای زنده بهترین تابلو برای زنان ایرانی هستند  که اگر می خواهند فرزندانشان باعث عزت و آبروی یک ملت شوند ابتدا باید خود را الگو کنند  و قطعا تمام رفتارهای مادران در ساخته شدن شخصیت فرزندان موثر خواهد بود وشاید به جای هزاران شعار برای توجه مادران به حجاب بهتر است که بالاترین نشان لیاقت و ایمان را به مادر دایی ها داد تا تلنگری باشد برای مادرانی که بعضا فرزندانشان هم از دیدنشان خجل می شوند .
در پایان اجازه می خواهیم خیلی خودمانی به مادر دایی بگوییم صد رحمت به شیر پاکت  ای شی زن ایرانی که  علی دایی را به ایران هدیه کردی





#myGallery { width: 800px !important; height: 500px !important; }

1 / 1



+ نوشته شده توسط دوستاران علی دایی در پنجشنبه شانزدهم خرداد 1392 و ساعت 19:6 |
علی دایی و کریم باقری در کنار هم.

کریم باقری و علی دایی

+ نوشته شده توسط دوستاران علی دایی در پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1392 و ساعت 17:50 |

+ نوشته شده توسط دوستاران علی دایی در پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1392 و ساعت 17:48 |

علی دایی در مراسم گلریزان کمک به ورزشکاران نیازمند حضور یافت.

+ نوشته شده توسط دوستاران علی دایی در پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1392 و ساعت 17:47 |
جشن در تمرین روز یکشنبه تیم راه‌آهن در ورزشگاه خیریه عمل برگزار شد. البته روز تولد دایی، ۱۴ بهمن است اما چون او به دلیل گرفتاریهای شخصی نتوانست خود را به تمرین روز شنبه برساند، جشن تولدش با یک روز تاخیر برگزار شد.

جشن تولد علی دایی+عکس

در این مراسم کیکی از سوی باشگاه راه‌آهن و کیکی هم از سوی اعضای تیم تهیه شده بود که دایی را مجبور کرد، شمع‌های زیادی را در تولد ۴۳ سالگی‌اش فوت کند. در این جشن تمام اعضای تیم حضور داشتند و از طرف باشگاه نیز کاظم امانی قائم‌مقام و باقر حاتمی مدیر پشتیبانی باشگاه در کنار رستم زندی که معاونت اجرایی باشگاه و سرپرستی تیم را به صورت همزمان به عهده دارد، حضور داشتند و تولد اسطوره را به او تبریک گفتند.

جشن تولد علی دایی+عکس

جشن تولد علی دایی+عکس

جشن تولد علی دایی+عکس

جشن تولد علی دایی+عکس

علی دایی متولد ۱۴ بهمن ۱۳۴۸ است که البته شناسنامه او تاریخ تولدش را اول فروردین ۱۳۴۸ نشان می‌دهد.

+ نوشته شده توسط دوستاران علی دایی در پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1392 و ساعت 17:45 |
 

عکس های علی دایی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط دوستاران علی دایی در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1392 و ساعت 17:27 |
نقدی بر نقد انتخاب علی دایی به عنوان برترین فوتبالیست ایران در دو دهه اخیر

انتخاب علی دایی به عنوان برترین فوتبالیست ایران در دو دهه اخیر

+ نوشته شده توسط دوستاران علی دایی در شنبه هفتم اردیبهشت 1392 و ساعت 16:48 |

با علی دایی از استقلال اردبیل تا بایرن مونیخ ؛ از محمد مایلی کهن تا محمد خاتمی67

لیگ برتر - این یک گفت و گوی ویژه است با علی دایی . گفت و گویی درباره یک عمر فوتبال.

فرهاد عشوندی: علی دایی همیشه پر است از حرف های شیرین و خاطرات شنیدنی او که شهرتش کم از پسته های خندان ایران نیست و همان طور که قالی ایرانی را همه جا می شناسند ، دایی هم نام بین المللی ورزش ایران است در آستانه نوروز برای مان از خاطرات شیرینش گفته . از یک عمر تلاش برای در اوج بودن. با او رفتیم به روزهایی که خودش درباره شان می گوید:« تیپ رو نی گاه ؛ سبیل ها رو!...» دایی در این گفت و گو تنها راجع به یک عکس حرفی نزد. عکس شماره 28 که ما هم جایش را خالی گذاشته ایم.

 


2. آن بازی را ما در عربستان باختیم. ولی خارج از بازی سفر زیبایی داشتیم به خانه خدا. البته روزی هم که باختیم واقعا سزاوار باخت نبودیم. بعد از بازی تیم مان را بردیم سفر حج.این عکس هم من و اشپیتیم و مدافع آفریقایی مان هستیم که از انگلستان آورده بودیم. خدا اسمش را الان یادم نمی آید. چی بود؟ بچه خیلی خوبی بود.


3. وای خرید عید. بدیش این است که حتی علی دایی هم که باشی ، باید خرید عید را بروی یعنی مجبورم که بروم برای خرید عید و در اوج شلوغی کارهایم هم خرید عید را نمی توانم بپیچانم . راستی این را هم بگویم که خدا را شکر هنوز این توان را دارم که بتوانم پسته برای خانه ام بخرم.


4. مونتاژ نیست.عکس خودمان است. نمی دانم کجاست فکر کنم آمریکا باشد.این عکس ها ما را یاد جوانی های مان می اندازد. نگاه کن چه لاغر بودیم و چه سبیلی داشتیم. این ادامه تیم جام جهانی 98 است. من و محمد و کریم با هم جوانی کردیم . چه روزهای شیرینی بود. یادش بخیر. از خاطرات قشنگ زندگی ام این است که بهترین دوران زندگی ام را در کنار نسل 98 بودم.


5. این بدون شک بدترین حادثه سال قبل بود و متاسفانه هموطنان خوب آذری مان دچار یک مصیبت خیلی بزرگ شدند. نمی توانم خیلی از صحنه های تلخی بگویم که آنجا دیدم. خیلی دوست دارم بعد از عید ببینم آیا کاری برای این مردم شده؟ تغییر و تحولی شده؟ امیدوارم یک روزی برسه که دهات های ما صاحب بناهایی باشند که باعث نشود این مصیبت های تلخ را ببنیم. واقعا تلخ بود. کاش روزی برسد که خانه های امن داشته باشیم و مردم این طور داغ نبینند.


6. این هم که لحظه پایان بازی ایران و استرالیاست. باور نمی کنید آن دقیقه های اخر سال ها گذشت تا تمام شود. چیزی که فکرش را هم نمی کردیم اتفاق افتاد. آن بازی یک معجزه بود و خدا خیلی چیزها را به ما نشان داد. ما فوتبالی خیلی ضعیف تر از استرالیا بودیم ، 2 گل هم خورده بودیم اما یک دفعه بازی را برگرداندیم. فکر کنم خدا آن روز می خواست مردم را شاد کند و ما شدیم وسیله این کار. باورتان نمی شود من دیگر هیچ وقت جرات نکردم ان بازی را ببینم. الان که عکسش را می بینم اشکم در می آید تا چه برسد به اینکه بخواهم بازی را دوباره ببینم.آنجا خدا می خواست یک هدیه ای به مردم ایران بدهد و بچه های تیم شدند وسیله این هدیه.


7. سال های خوبی در برلین داشتم. در لیگ قهمانان اروپا بازی های خوبی انجام دادم. این آمبروسینی است. ما با میلان در میلان یک بر یک مساوی شدیم ، گل اول را من زدم. فکر کنم یکی از بهترین بازی هایم در لیگ قهرمانان اروپا هم بود این بازی.


8. این هم که عادل خان فردوسی پور است. دوست خوب من که خدایی خیلی دوستش دارم. دوست دارم برنامه اش بهتر بشود . خودم فکر می کنم برنامه اش یک کوچولو تکراری شده و خودش هم رفته سراغ پرداختن به حاشیه ها. عادل یکی از آنهایی است که من همه جوره دوستش دارم و قبولش دارم ، برای همین خیلی دوست دارم برنامه اش خیلی بهتر از این باشد که بتواند فوتبال ایران را هدایت کند.


9. این هم که عکس بازی هرتا با چلسی است. تو برلین من دو تا گل خوب به چلسی زدم. ما در تیم مان یک یار آمریکایی داشتیم. او قبل از بازی به من گفت من امروز سانتر می کنم و تو با سر گل می زنی. اگر این اتفاق افتاد باید 5 هزار مارک به من بدهی. گفتم تو سانتر کن. اتفاقا گل اولی هم که زدم روی سانتر او بود و 5 هزار مارک را از من گرفت. البته بعد از بازی با پاداشی که از تیم گرفتم ، این پول تلافی شد اما برایم یک خاطره جالب به جا گذاشت.


10. این عکس هم فکر کنم تیم ملی ایران در دوره آقای مایلی کهن باید باشد. شاید برای بازی با عمان. علی منصوریان که یکی از دوستان خوب و خوش تیپ من است. او مربی تیم ب شده. آن طرف هم که آقای قلعه نویی ایستاد. تیپ ها که آخرش است ولی امیر قلعه نویی آن دوران چند بازی را کاپیتان تیم ملی ما بودند و همیشه بازیکن خوب و با تکنیکی بود. من در بازی با عمان دو تا گل خوب رفت و برگشت زدم که هر دو گلم را خیلی دوست دارم. خیلی بازی های سختی داشتیم. خدا را شکر که آن نسل ما هنوز هم در فوتبال هستند . به نظر من آن دوران دورانی است که دیگر به سختی در فوتبال مان تکرار می شود.


11. حادثه تلخی که آخر سال 90 برایم افتاد. خدا را شکر که به خیر گذشت و حادثه بدتری رخ نداد. آنجا باز در آن سختی توانستم دوستانم را بشناسم. کسانی که دور و بر من هستند. خیلی خدا دوستم داشت که الان کنارتان نشستم. خیلی دلم برای احمدرضا تنگ شده خیلی وقته که ندیدمش . بهزاد را هم که هر روز می بینم. نظر لطف مردم و دعای خیر آن ها بود که مرا نگه داشت. بعد از تصادف وقتی خودم ماشینم را دیدم باورم نمی شد که از این ماشین سالم بیرون آمده باشم!


12. من در بوندسلیگا توانستم با بایرن قهرمان بشوم. بازیکنان خیلی بزرگی در این تیم بازی می کردند که همه از بهترین های دنیا بودند. از ماتیوس گرفته تا کان ، افنبرگ و ... من یک سال خیلی خوب هم داشتم. غیر از این قهرمانی ما به فینال لیگ قهرمانان هم رسیدیم. آن بازی را اگرچه باختیم اما رسیدن وحضور در فینال لیگ قهرمانان هم یک افتخار بزرگ است. خیلی بزرگ.


13. این هم جایزه بهترین بازیکن سال آسیاست. یکی از خاطرات خوب برای بازی های سال 99 . همان سالی که تجربه حضور در بایرن و هرتا برلین را داشتم برایم اتفاق افتاده است. این یکی از آن جایزه هایی است که دیگر خیلی سخت... راستش گیر فوتبال ایران می آید اما دیگر گیر من و خداداد نمی آید!


14. پرسپولیس آن سال خیلی تیم خوبی بود. بچه ها اکثرا ملی پوش بودند. شرایط آن سال ها با الان ، زمین تا آسمان فرق می کرد. تیم خیلی خوبی داشتیم. البته ما دربی را آن سال باختیم. ولی من نفر دوم جدول گلزنان شدم. فرشاد پیوس آقای گل شد . ولی در این فصل خیلی از بازی ها را به دلیل مصدومیت از دست دادم. من در بازی های جام ملتهای آسیا در هیروشیما مصدوم شدم و خیلی از بازی های این فصل را از دست دادم. ولی چه زوجی داشتیم من و فرشاد.


15. علی کریمی یکی از بهترین های تاریخ فوتبال ما بوده و هست. الان هم آرزویم این است که مصدومیتش زودتر خوب بشود و بتواند برگردد به پسپولیس کمک کند. با حضور او پرسپولیس می تواند این فصل موفق تر هم باشد.


16. بازی ایران و آمریکا یکی از دو بازی تاریخی فوتبال ایران است. مثل بازی ایران و استرالیا در سیدنی این بازی هم از یاد مردم نمی رود. فوتبال قشنگی بازی کردیم. در هر سه بازی عالی بودیم. بازی با صربستان باخت حق مان نبود. یک ضربه کاشته کارمان را خراب کرد. این بازی هم که بچه ها سنگ تمام گذاشتند. من همیشه حسرت موقعیت خوبی را می خورم که در این بازی از دست دادم.


17. این هم زمانی که بایرن بازی می کردم. تازه در بایرن فیکس شده بودم که آمدم به بازی های آسیایی بانکوک و خیلی ساده جایم را در این تیم از دست دادم و دیگر هم نتوانستم جایم را پس بگیرم.


18. این پایان یکی از بازی هاست که در خانه برنده شدیم. آنجا عادت این بود که بعد از هر برد تیم ، بازیکنان گروهی سمت تماشاگران می رفتند و از طرفداران تشکر می کردند. این فرهنگ زیبایی است که بازیکنان تیم های ما هم می توانند برای احترام گذاشتن به طرفداران واقعی ، انجامش بدهند. اصلا هم کار سختی نیست. تیم هایی مثل راه آهن طرفدار ندارند ولی تیم های بزرگ مان می توانند این کار زیبا را انجام بدهند.


19. بازی مان در همین فصل با فولاد است و من از قدیم با مهدی امیرآبادی رفاقت نزدیکی داشتم و همیشه سر به سر او می گذاشتم که دماغت بزرگ است. الان هم با اینکه دماغش را چند بار عمل کرده باز هم همان حالتش را دارد. درباره راه آهن هم می توانم بگویم با اینکه تدارک پیش فصل خوبی نداشتیم اما نتایج خوبی گرفتیم. شرایط خوبی را امسال داشتیم. مدیریت همه جوره به تیم ما کمک کرد. با یکسری جوان آینده دار کار کردم. به جوان ها اعتقاد دارم و به کارم هم ادامه می دهم.


20. این هم بازی های آسیایی تایلند. فکر کنم اینجا فقط یک بازی به عمان بد باختیم. قبل این بازی بچه ها مغرور شده بودند و همه جوره به خودشان می بالیدند. ما به همان غرور مان هم بازی را باختیم اما تیم خیلی خوب و کاملی داشتیم. اینجا اولین بازی های علی کریمی بود ، او پیستون چپ بازی می کرد یا ستاره ای مثل علی موسوی که اصلا متوجه نشدیم با آن همه استعداد چطور از فوتبال کنار رفت و حیف شد. ولی در همین تیم بزرگانی مثل محمد خانی ، خاکپور و زرینچه ، حمید استیلی ، مهدی مهدوی کیا که آن روز ها جوانی موفق بود ، حضور داشتند.


21. این هم که تیم ملی 98 است. خیلی دوست دارم تیم ملی دیگری بیاید مثل این تیم که بتواند برای مردم دوست داشتنی باشد اما خیلی سخت است تیمی به این خوبی دوباره برای فوتبال مان شکل بگیرد. نگاه کن بازیکنانی مثل باقری ، پیروانی خداداد ، مهدوی کیا و عابدزاده و دیگر بچه ها خیلی کم پیش می آید که باز هم کنار هم باشند.


22. دکتر دادکان ، یکی از بزرگترین و بهترین مدیرانی که در فدراسیون فوتبال بوده است. خود من به شخصه خیلی دوستش دارم. او حکم پدر را به ما داشت. متاسفانه در جام جهانی به او جفا شد. حقش نبود که اینجوری از فوتبال برود. مسائل سیاسی باعث شد که از تیم ملی جدا شود.


23. این هم بازی ایران و که است. من بازی با تایلند سرم شکست و در این بازی هم با سر بانداژ شده بازی می کردم. این یکی از بهترین بردها و خاطره انگیزترین نتایج فوتبال ماست. اصلا این بازی بود که که باعث شد تا من به آلمان بروم. نمایندگان آرمینیا آمده بودند تا بازی سئو هافبک کره ای را ببینند که در این بازی از بازی من خوش شان آمد. این بازی سرنوشت فوتبال من را عوض کرد. خدا من را دوست داشت و من را فرستاد آلمان.


24. از آقای خاتمی آدم هرچه بگوید کم گفته است. ایشان کسی بود که خیلی به ورزش و تیم ملی علاقه داشت. فکر کنم دوران خوبی هم در مدیریت مملکت ما داشت. من الان هم یکی از کسانی هستم که اگر وقت کنم می روم دیدن شان. از صحبت های شان استفاده می کنم. با اینکه اصلا آدم سیاسی نیستم اما ایشان را یک طور دیگر دوست دارم. همیشه دوست دارم از صحبت های ایشان استفاده کنم. خیلی وقت ها صحبت هایش خیلی به من کمک کرده. از کسانی هستم که جدای از مسائل سیاسی ایشان را خیلی دوست دارم.


25. علی پروین یکی از بزرگان فوتبال ما است. به غیر از تیم ملی هیچ وقت نشد با علی آقای پروین کار بکنم. هر بار ایشان آمدند پرسپولیس من رفتم یا رفته شدم ، هر وقت هم که من آمدم ایشان نبودند. اما یکی از افتخارات فوتبال ماست که همیشه برایش آرزوی موفقیت دارم.


26. منوچهر نوذری، خدا بیامرز یکی از کسانی بودند که در جامعه هنر خیلی محبوبیت داشتند. خود من که خیلی دوست شان داشتم. همیشه از خدای بزرگ برای شان مغفرت طلب می کنم.


27. نه مشکلی ندارد. درباره این عکس هم حرف می زنم. آقای مایلی کهن مربی من بودند و هستند . من هر بار هم که ایشان را در زمین مسابقه ببینم احترام می گذارم. بزرگترم بودند اما بعضی از چیزهای ایشان را قبول ندارم و مطمئنا همیشه جلوی این چیزها می ایستم اما به عنوان پیشکسوت و بزرگتر همیشه قابل احترام است. ولی به هیچ عنوان در بعضی مسائل قبول شان ندارم.

////
28. راجع به این عکس صحبت نمی کنم ، برویم بعدی.


29. زندگی عشق ، همه چیز من است. یک لبخندش را با دنیا عوض نمی کنم.


30. این لطف خدا بوده ، من هیچ وقت لطف خدا را فراموش نمی کنم. عزت و آبرویی که بهم داده را فراموش نمی کنم و همیشه سپاسگزار و شکرگزار آن بالایی هستم.


31. ما دوران خوبی را با آقای کاشانی داشتیم. دو قهرمانی آوردیم. ولی اواخر با هم به مشکلاتی خوردیم که دورمان کرد. من از 4 ماه قبلش چیزهایی را فهمیده بودم. به ایشان هم گفتم خودت به من از الان بگو اگر قرار است سال بعد با هم نباشیم ، دست بدهیم و دوستانه جدا بشویم تا کسی با مانع من را از پرسپولیس جدا کند. گفتم مثل دو تا مرد دست می دهیم و از هم جدا می شویم. ولی خاطرات خوش مان خیلی بیشتر از خاطرات تلخ مان بوده است.


32. فکر کنم منظورتان پرش هایم باشد. من همیشه خوب می پریدم و خوب سر می زدم چون برایش خیلی زحمت کشیده بودم. این را هم باید بگویم ممنون و وامدار زحمات مربی خوبم در استقلال اردبیل هستم. در برف ساعت ها می ایستاد و مرا مجبور می کرد که به یک چوب با هد ضربه بزنم. این قدر تمرین کردم تا یاد گرفتم و همیشه این زحمت او به کمکم آمد. واقعا او و استقلال اردبیل نقش بزرگی در زندگی ام داشت و مدیون شان هستم.


33. این هم روزهای اول مان در آلمان است ببینید تیپ آن روزها و امروزمان چقدر فرق کرده است. چه خوش تیپ بودیم ، من و کریم! یادش به خیر بیله فلد.


34. من سید حسن خمینی را خیلی دوست دارم. بعضی وقت ها هم با او صحبت می کنم. تو این مدت هم چند باری دیدمش . کری استقلالی هم که برایم بخواند خیلی مهم نیست من دوستش دارم و کاری به این چیزها ندارم . خودش را خیلی دوست دارم.


35. همه زندگی ام را مدیونش هستم. چه می شود درباره مادر گفت.


36. خداداد رفیق صمیمی و عزیز من. او فوتبالیست بزرگی بوده که خیلی از موفقیت هایم را مدیون بازیکنان و هم تیمی هایی مثل او هستم. همیشه شوخ بود. من همیشه با او بودم خوب گاهی هم با هم مشکلاتی پیدا می کردیم. اما همیشه با هم دوست بودیم تا الان رابطه خوبی داریم. خیلی دوستش دارم. او باید در مربیگری خیلی موفق تر از این باشد.

37. اسنوکر بازی مورد علاقه ام است . این بازی به من آزامش می دهد. اسنوکر را در آلمان یاد گرفتم در روزهای تنهایی. چند دوست ایرانی داشتم که الان پسر یکی شان اینجاست. کجایی الیاس؟( فیلم گفت و گوی دایی و الیاس را چندی قبل منتشر کردیم) بابا و عموهایش آن اوایل که بلد نبودم هی مرا می بردند اما حالا دیگر راه به راه به من می بازند!

38. ناصرخان به گردن من خیلی حق دارد. هنوز هم فکر می کنم که او هنوز هم با ماست. خیلی چیزها از او یاد گفتم هم فوتبال و هم زندگی همیشه افتخار می کنم که شاگردش بودم ، او یکی از مردترین کسانی بود که در فوتبال مان داشتیم.

+ نوشته شده توسط دوستاران علی دایی در پنجشنبه هشتم فروردین 1392 و ساعت 17:32 |
علی دایی: سال ۹۱ بالاخره صاحبخانه شدم!
دوشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۹۱ ساعت ۰۹:۰۷
 
می‌گوید از نظر اقتصادی در سال ۹۱ سختی‌هایی در کارش داشته است اما یکی از خوبی‌های این سال این بوده که توانسته بالاخره خانه بخرد! شاید همین یک جمله جذاب‌ترین آغاز برای مصاحبه با " علی دایی" باشد.
علی دایی: سال ۹۱ بالاخره صاحبخانه شدم!
آقای گل فوتبال جهان پیش از بازی با پرسپولیس ساعتی به گفت‌وگو نشست. بدون شک افتخارش در به ثمر رساندن ۱۰۹ گل ملی که حتی لیونل مسی هم برای شکستن آن کار سختی دارد تا مدت‌ها بر تارک فوتبال ایران و آسیا می‌درخشد. دایی در این مصاحبه از همه چیز گفت. صحبت با آیت الله بهجت که فکر می‌کرد علی دایی یک عرب است، سختی‌های کسب و کارش در شرایط کنونی اقتصادی، شیرینی بخشیدن دخترش به زندگی و آرزوهای خود در دنیای مربیگری قسمت‌هایی از صحبت‌های اوست.

* سال ۹۱ برای علی دایی چطور بود؟ بعد از یک سانحه رانندگی سخت خدا علی دایی را به فوتبال ایران بازگرداند.

سال ۹۱ هم از لحاظ ورزشی و هم از لحاظ کاری برای من خوب بود. آن تصادف هم اواخر سال ۹۰ رخ داد و امسال خدا را شکر همه چیز خوب بود. راه‌آهن نتایج خوبی را بعد از عید گرفت که فکر می‌کنم بیشترین امتیازهای فصل قبل را در آن مقطع گرفتیم. شاید بهترین اتفاق این بود که من بعد از چندین سال خانه‌دار شدم. یک مقدار مشکلات کاری در بیزینس خودم داشتم که آن هم به خاطر نوسانات بیش از اندازه ارز بود که کمی لطمه زد اما خوشبختانه سال خوبی بود و مشکل خاصی پیش نیامد. تیم‌مان هم در فصل جدید با وجود اینکه شرایط خیلی سختی داشت و ۵ روز مانده به بازیها جمع شد، فکر می‌کنم تا اینجای کار خیلی امتیاز گرفته است. کسی از بازیکنان ما انتظار نداشت، آنها سعی و تلاش زیادی کرده‌اند.

* شاید باور اینکه علی دایی تازه صاحب خانه شده کمی سخت باشد!

تصمیم این را نداشتم که خانه بگیرم. من قبلا خانه داشتم و فروخته بودم و با پولم کار می‌کردم. امسال خوشبختانه یا متاسفانه در خانه ویلایی که زندگی می‌کردم دزد آمد. همین باعث شد که در یکی از برج‌های تهران خانه بخرم که هم خیال خودم و هم خانواده‌ام راحت شود. متاسفانه شرایط ارزی خیلی به کسانی که واردات دارند و تجارت می‌کنند لطمه زد، ما هم با همین مشکل مواجه بودیم. خدا را شکر با وجود سختیهایی که امسال پیش آمد ما در تولیدی‌مان تعدیل نیرویی نداشتیم و با همان نفرات کارمان را ادامه دادیم. با این نوسانات زیادی که بود خدا دوستمان داشت و خوشبختانه کارمان را تعطیل نکردیم و کسی را هم بیکار نکردیم.

* مشغله ذهنی بیزینس در کنار فوتبال اذیت‌تان نمی کند؟

من دیگر خودم بیزینس را انجام نمی‌دهم. هم شریک‌های خوبی دارم و هم مدیران باتجربه‌ای که شاید باور نکنید در ماه فقط یک روز برای کارم وقت می‌گذارم. باقی زندگی من کاملا فوتبال است و تمام کارهایم مربوط به فوتبال است. در اوایل کار نیاز بود که حضور فیزیکی داشته باشم. الان با کامپیوتر و اینترنت کارمان راحت شده است.

* چند نفر زیر مجموعه تولیدی شما کار می‌کنند؟

دقیقا نمی‌دانم چند نفر هستند. شرکایم بهتر می‌دانند. همان طور که گفتم خیلی وقت است که زیاد وارد این مسائل نمی‌شوم.

* دعای خیر کارگران و کارمندان زیرمجموعه‌تان چقدر در موفقیت‌تان اثرگذار بوده است؟

مطمئنا دعای خیر مردم خیلی به آدم کمک می‌کند. آن تصادفی که من داشتم اگر دعای مردم پشتم نبود، الان دیگر میان شما نبودم. همه اینها خواست خداست. پیش آقای بهجت که می‌رفتم همیشه حرف خوبی می‌زد. همیشه این حرف را در ذهنم نگه داشته‌ام و دوست دارم به آن عمل کنم. آن هم این بود که آدم می‌آید که در این دنیا قیمت پیدا کند نه اینکه به هر قیمتی زندگی کند. خودم همیشه این را سرلوحه کارم قرار داده‌ام و شما در کارها و تیم‌هایم هم می‌بینید که من به هر قیمتی حاضر نیستم روی نیمکت هر تیمی بنشینم و یا به هر قیمتی بعضی از کارها را انجام دهم. خدا را شکر می‌کنم که راحتم و زندگی این جوری را خیلی دوست دارم.

* در سال ۹۱ چیزی بود که در زندگی فوتبالی یا کاریتان بخواهید و به آن نرسیده باشید؟

نه، فقط در سال ۹۱ دوست داشتم که موقعیت تیممان بهتر شود، اما متاسفانه در نیم فصل دوم نتایج خوبی نگرفتیم و وضعیتمان کمی بدتر شد.

* از رفتن پیش آیت الله بهجت بیشتر برایمان بگویید.

من همیشه دنبال کسی می‌گشتم که سیاسی نباشد و مردم دوستش داشته باشند. چندین بار نزد ایشان رفتم اما همان یک بار نماز خواندن پشت آقای بهجت همه چیز را به من نشان داد. بعد از آن هم دوست داشتم خیلی نزدشان بروم. قوت قلبی از حضور پیش ایشان می‌گرفتم. همیشه ایشان را در دالان کوچکی در مسجدش می‌دیدم که همان دیدار سه، چهار ماه من را شارژ می‌کرد.

* آقای بهجت شما را می‌شناختند؟

اصلا! ایشان نه من را می‌شناخت و نه می‌دانستند من چه کاره‌ام. تازه قشنگی کار اینجا بود که روز اول با من عربی صحبت کردند که من به ایشان گفتم من فارسی صحبت می‌کنم و از دفترشان من را به او معرفی کردند. از آنجا که مراجعه کنندگان عرب به ایشان زیاد بودند و به هر کسی اجازه نمی‌دادند که نزد او بروند، فکر می‌کردند من عرب هستم.

* بعد از رحلت ایشان جایگزینی برای ایشان پیدا کرده اید؟

من الان بعضی اوقات پیش آیت الله وحید خراسانی می‌روم. ایشان هم جزو بزرگان هستند و همان حس را به من می‌دهند. فکر می‌کنم در این مسائل آدمها و راههایی که انتخاب کردم خیلی درست بوده‌اند. سعی کرده‌ام همیشه دنبال کسی بروم که هم ارزش دنیوی داشته باشد و هم اخروی.

* چطور است که علی دایی با این همه افتخار در فوتبال ایران و جهان اینگونه زندگی می کند اما برخی فوتبالیست‌های این نسل هنوز نمی دانند چه می‌خواهند؟

هر کسی اعتقاداتی در این دنیا دارد و آن طور که دلش می‌خواهد زندگی می‌کند. شما نمی‌توانید به کسی ایراد بگیرید. هر کسی با یک چیزی در این دنیا ارضا شده و احساس خوبی پیدا می‌کند. کسی نمی‌تواند بگوید که کار من درست است و کار بقیه اشتباه. من آن کارهایی که در زندگی آرامشم را بیشتر می‌کند و اعتقادم را قوت می‌بخشد انجام می‌دهم. دنبال کسانی هستم که به من چیزی یاد دهند. شاید خیلی‌ها تجربه من را نداشته باشند. سختیهایی که در زندگی‌ام گذرانده‌ام، اتفاقات زیادی که در فوتبال و خارج از فوتبال برای من افتاد. راحت می‌توانم بگویم هفت، هشت بار در اتاق عمل خوابیدم. من در هیروشیما ۹ ساعت در اتاق عمل بودم و خدا را با تمام وجودم حس کردم. ما باید درباره زندگی خودمان صحبت کنیم و به دیگران ایراد نگیریم. هر کسی اعتقادش برای خودش محترم است.

* علی دایی از اول این گونه بود یا اینکه بعد از اتفاقات سختی که برایش افتاد به این سمت رفت؟

مطمئنا در ذات هر آدمی این چیزها وجود دارد. نمی‌شود که این چیزها را آدم به دست بیاورد. ما از همان اول این طور بزرگ شدیم. شاید خود ما هم در زندگی‌مان خیلی اشتباه داشته‌ایم و کارهایی که نباید می‌کردیم را انجام داده‌ایم. اما هرچه سن آدم بالا می‌رود و بعد از ازدواج کردن بچه‌دار می‌شود شرایط فرد خیلی تغییر می‌کند. دیدگاه‌های آدم به همه چیز عوض می‌شود. من دوست ندارم همین طوری زندگی را سپری کنم بدون اینکه چیزی یاد بگیرم. شرایط افراد ممکن است تغییر کند اما ذات آدم هیچ وقت عوض نمی‌شود.

* در بایرن مونیخ که بودید خیلی راحت اعتقادات خود را نشان می دادید و یادمان می‌آید که ساموئل کوفور در مصاحبه‌ای گفته بود دایی یک مسلمان واقعی است.

من افتخار می‌کنم که مسلمان هستم. چیزی ندارم که از آن شرم داشته باشم. از اولش هم همین طور بوده است و خدا را شکر می‌کنم. به نظر من خارجی‌ها دیدشان خیلی بازتر است و به عقاید افراد احترام می‌گذارند. هیچ موقع نشد یک نفر از من چیزی بپرسد. فقط برای آنها جالب بود و دوست داشتند بدانند که مسلمان‌ها چه می‌کنند. در غیر این صورت همیشه احترام می‌گذاشتند و به نظر من افکارشان خیلی بازتر است و آنجا هر کسی برای خودش زندگی می‌کند و با دیگران کاری ندارد. این ما هستیم که در ایران به دنبال نقاط ضعف یکدیگر می‌گردیم و دوست داریم بدانیم دیگران چه می‌کنند.

* یکی از مهمترین اتفاقاتی که در یکی، دو سال گذشته برای شما افتاد به دنیا آمدن دخترتان بود.

ببینید، به نظر من هر فرزندی برای پدر مادرش عزیزترین فرد است. شما نمی توانید فرزندی را پیدا کنید که پدر و مادرش او را دوست نداشته باشند. به دنیا آمدن دختر من، زندگی‌ام را عوض کرد. شما باور نمی‌کنید اما اگر بدترین اتفاق هم برای من بیفتد فقط رفتن به خانه و بغل کردن دخترم همه چیز را حل می کند چرا که رنگ و بو و حس و حال دیگری به زندگی‌ام داده است. وقتی با خودم دخترم را به تمرین می‌آورم با اینکه فقط دو سالش است همه جا با من می‌رود و می‌آید، همیشه دوست دارد با من باشد، همیشه از خدا خواسته ام که به من عمر باعزت دهد که بتوانم در خدمت خانواده ام باشم.

* علی دایی بچه داری هم می کند؟

مطمئنا عشقم این است که با بچه‌ام باشم. چیزهایی که آدم شاید حتی فکرش را هم نکند با بچه‌اش انجام می‌دهد و خیلی هم احساس خوبی دارد. شستن بچه یکی از چیزهایی است که خیلی دوست دارم و علاقه دارم که با دخترم به حمام بروم و او را بشویم، یا اینکه او را عوض کنم. او هم اگر کاری داشته باشد می‌گوید "علی" انجام دهد (می‌خندد). او فقط به من علی می‌گوید. از اول به من علی گفته، اگر هم چیز خاصی از من بخواهد و نخواهد بخوابد آن موقع من "علی جان" می‌شوم!

*در زندگی فوتبالی و غیر فوتبالی‌تان چیزی بوده که به آن نرسیده باشید؟

مطمئنا چیزهایی هست که آدم دوست دارد آنها را داشته باشد اما نتوانسته است به آن برسد. نمی‌شود آدم به همه چیز برسد. ما همیشه سعی می‌کنیم به چیزهای بهتر و بالاتر برسیم. در فوتبال هم خیلی چیزها بوده که به آنها دست پیدا نکرده‌ام.


* مثلا قهرمانی در لیگ قهرمانان اروپا که با بایرن مونیخ تا آستانه فتح آن پیش رفتید؟

مطمئنا همین طور است. در دوران بازیگری‌ام به چیزهایی می‌خواستم برسم که نشد و در مربیگری‌ام هم آرزوهایی دارم.

* سقف آرزوهای شما در مربیگری چیست؟

خیلی دوست دارم همان طور که در دوران بازیگری‌ام توانستم در اروپا باشم، در یک تیم مطرح اروپایی هم مربیگری کنم.

* اسمتان هم در این راه به شما کمک می‌کند.

اسم نیست. آن بالایی به ما کمک می‌کند و خودم هم باید تلاش کنم که تیمهایی که دارم را خوب هدایت کنم و نتایج خوبی بگیرم. هنوز در مربیگری خیلی جوانم و راه زیادی دارم که خیلی چیزها را نشان دهم.

* یک سوال تکراری که شاید چند بار دیگر هم از شما پرسیده شده باشد. چرا علی دایی با این همه اسم و رسم و افتخار و به عنوان سمبل فوتبال آسیا وارد مدیریت فوتبال نمی‌شود؟

من کاری نمی‌کنم که بخواهم در آن شکست بخورم. تا الان شرایط به گونه‌ای نبوده که بخواهم به مدیریت وارد شوم، البته در ایران که به هیچ عنوان وارد مدیریت نخواهم شد چرا که هر مدیری که بخواهد کاری انجام دهد باید کمی فاکتورهای سیاسی داشته باشد. من همیشه سعی کرده‌ام از سیاست فاصله بگیرم، این وصیت پدرم بوده و همیشه تا پایان عمرم آن را انجام می‌دهم. در خارج از کشور هم مدیریت به این سختی‌ها نیست. همیشه گفته‌ام که باید یک عزم ملی وجود داشته باشد که کسی از ایران بخواهد حتی در آسیا نامزد شود و مدیریت سطح بالایی بگیرد و چون تا الان عزمی در کشور ندیده‌ام خودم را وارد این مسائل نکرده‌ام.

* چرا بعد از شما دیگر بازیکن باتعصب چندان در فوتبال ایران دیده نشده است؟

به نظر من الان فوتبالیستهای بسیار خوب و با وجدانی در فوتبال ایران مشغول به بازی هستند. هیچ وقت نباید چنین حرف‌هایی را بزنیم. من مخالف این حرفها هستم. من همیشه سعی کردم آن چیزی که داشتم را در تیمهایی که بودم به کار گیرم. خودم را همیشه یک سرباز دانستم، اما یک سری اتفاقات هست که برای من افتاده است و شاید اگر برای بقیه هم پیش می‌آمد، چنین شرایطی در انتظار آنها بود. دوست ندارم کسی را با بقیه مقایسه کنیم و راجع به آن فاز منفی بدهیم. باید همیشه سعی کنیم کارهای مثبتی که دیگران انجام می‌دهند را مهم قلمداد کنیم. هستند افراد زیادی که خیلی بهتر از ما کار می‌کنند.

* از بین مربیانی که با آنها کار کرده اید، کدامیک تاثیر بیشتری بر شما گذاشت؟

یکی از آنها خدابیامرز ایویچ بود. کارش برای من خیلی قابل احترام بود. همین طور میاچ که در آن زمان دستیار ایویچ بود، دوست خوبی برای من است که از زمانی که مربیگری را شروع کرده‌ام سعی کرده‌ام از تجربیات او استفاده کنم. هیتسفلد را هم خیلی قبول داشتم و نکات فنی زیادی از او یاد گرفتم.

* کمی از وضعیت کنونی فوتبال ایران صحبت کنید. آینده را برای فوتبال چطور میبینید؟

جایگاه فوتبال ما با توجه به امکاناتی که دارد، خیلی خوب است. با توجه به مسائل سخت افزاری و ورزشگاههایی که داریم، جایگاه فوتبال ما بالاتر از حد موجود است، اما اگر به استعدادهایی که در فوتبال مان هست، نگاهی بیندازیم متوجه می‌شویم که جایگاه ما باید بالاتر از این حرفها باشد. به نظر من باید باشگاههایی مثل راه‌آهن که وارد عرصه‌ی توجه به فوتبال پایه شده‌اند را حمایت کنیم. مطمئنا خیلی‌ها دوست دارند وارد فوتبال شوند. مجلس هم باید در بحث حمایت از باشگاههای خصوصی مخصوصا در بخش مالیات همفکری کند تا ما بتوانیم خصوصی سازی را درست انجام دهیم. شما اگر نگاه کنید می‌بینید ۹۰ درصد باشگاههای ما دولتی هستند. چقدر الان باشگاه وابسته به نفت داریم؟ ما اگر باشگاههای خصوصی را تقویت کنیم و خود مجلس هم قوانینی را تصویب کند، یک سری تسهیلات در اختیار این گونه باشگاهها قرار گیرد و امکان درآمدزایی را برای آنها فراهم کند، مطمئنا خیلی افراد هستند که به این کار وارد می‌شوند. خدا را شکر مسئولان باشگاه راه‌آهن هم به فکر توسعه فوتبال باشگاه هستند و برنامه‌ریزی کرده اند که برای تیم یک کمپ تاسیس کنند. وقتی اول فصل با مدیران باشگاه صحبت کردم، متوجه شدم که نمی‌خواهند کار مقطعی انجام دهند و دوست دارند در این عرصه موفق باشند، من هم قبول مسئولیت کردم. همانطور که گفتم همه باید به پیشرفت باشگاههای خصوصی کمک کنند و به نظر من مجلس در این زمینه نقش پررنگی بازی می‌کند.

* فکر می‌کنید می‌توانیم به جام جهانی برویم؟ بعد از باخت به ازبکستان کارمان سخت شده است.

کار نشدنی وجود ندارد. ما همیشه کارهای نشدنی را خوب انجام می‌دهیم. فکر می‌کنم جام جهانی هم می‌توانیم برویم.

* احتمال دارد که در انتخابات ریاست جمهوری، فعالیت سیاسی انجام دهید؟

هیچ‌وقت خودم را وارد مسائل سیاسی نمی‌کنم که مردم به خاطر علی دایی به یک کاندیدای خاص رای دهند. مردم باید با شناخت رای دهند. رای دادن به صرف اینکه علی دایی این نامزد را حمایت کرده درست نیست.

* در سال ۹۲ برای خودتان و مردم چه می‌خواهید؟

امیدوارم که وضعیت اقتصادی مردم بهتر شود. چراکه اگر وضعیت اقتصادی خراب باشد بر روی همه چیز تاثیر می‌گذارد. حالا من ریز نمی‌شوم. ان‌شاالله تورم کمتر شود و مردم کمتر اذیت شوند و حداقل راحت‌تر زندگی کنند و زیر فشار نباشند. متاسفانه خیلی‌ها هر روز به من مراجعه می‌کنند که من علی دایی هم اگر زندگی ام را بفروشم، کفاف یک هفته‌ی این درخواست‌ها را هم نمی‌دهد. ان‌شاالله این مسائل کمتر شود و ما این همه مراجعه کننده نداشته باشیم. چراکه ما کاری نمی‌توانیم انجام دهیم. من فقط دعا می‌کنم که وضعیت اقتصادی کشورمان بهتر شود. ما در کشورمان همه چیز داریم و امیدوارم با یک مدیریت درست همه این مسائل حل شود.

* شکایت‌تان از شرکت تویوتا به کجا رسید؟

ببینید من اصلا شکایت نکرده بودم. چیزهایی که اصلا صحت ندارد در رسانه‌ها مطرح می‌شود. من خودم یک لحظه خوابم برده بود و تصادف کردم. درست است که ایربک‌های ماشین باز نشده بود، اما من وقت اضافه ندارم که دنبال این مسائل بروم. این مسائلی است که رسانه‌ها مطرح کردند، در حالی که کسی از من نپرسید که اصلا شکایت کرده‌ام یا نه.

* بعد از آن اتفاق باز هم با سرعت رانندگی کردید؟

من آنجا هم تند نمی‌رفتم. به خاطر شربت‌ سرماخوردگی که مصرف کرده بودم، یک لحظه خوابم برد.

* در آلمان هم مثل اینکه یک بار تصادف کرده بودید.

بله، یک بار تصادف کردم اما آن شب در آلمان بعد از ۳۰ – ۴۰ سال یخبندان بی سابقه ای شده بود و شاید باورتان نشود، خودشان گفتند که ۱۰-۱۵ هزار تصادف همان شب اتفاق افتاده بود.

* نظر شما درباره خبرنگاران و رسانه ها چیست؟

من احترام خاصی برای قشر خبرنگار قائلم. اما متاسفانه برخی رسانه‌ها بعضی اطلاعات ناقص و غلط را به مردم می‌رسانند. دوست دارم اطلاعات رسانه ها کامل باشد. رسانه نباید به خاطر اینکه بازدیدکننده و مخاطب بیشتری داشته باشد مطالبی را چاپ کند که حقیقت ندارد. رسالت یک خبرنگار این است که اخبار واقعی را به مردم برساند و شفاف سازی کند. شما نقش بزرگی در همین ورزش دارید. اخبار درست شما می تواند به مردم ما آگاهی دهد. تنها چیزی که من انتظار دارم یک روز اتفاق بیفتد، این است که اخبار درست منتشر شود. مثلا یک رسانه چیزی درباره من می‌شنود، اما چرا نمی آید از خود من سوال کند که اصل قضیه چه بوده است. بعضی مواقع رسانه ها یک طرفه عمل می کنند در حالی که بهتر است نظر طرف مقابل را هم بپرسند.

* با حبیب کاشانی هم آشتی کردید.

ببینید من در مسائل فنی و فوتبالی با کاشانی مشکل داشتم و بیرون از فوتبال هم با او مشکلی نداشتم و کدورتی هم با کسی ندارم. من آن موقع حرف حق را زدم و با آقای کاشانی یا افراد دیگر مشکلی ندارم. با سیستمی که اینگونه با من برخورد کرد مشکل داشتم. در آن برنامه ۹۰ هم با سند و مدرک صحبت کردم و اصلا حرفی نمی زنم که بعدا مجبور شوم عذرخواهی کنم. همیشه مشکل من سر حقم بوده است نه افراد. در آن زمان هم به خاطر مسائل فوتبالی با کاشانی کار نکردم. شاید جای دیگر با هم کار کنیم.

* موضوع شکایت شما از پرسپولیس به کجا رسید؟

ما چند روز پیش جلسه ای داشتیم و همه اسناد و مدارک من مشخص است. در کمیته انضباطی هم گفتم که اگر کاشانی بگوید من یک ریال هم طلب ندارم، قبول دارم. بحث ما بر سر پاداشمان بود که کاشانی هم آن را تایید کرد.

* البته الان پرسپولیس درگیر پرونده شکایت وینگادا است.

به نظر من مدیرانی که به پرسپولیس می آیند نباید فقط به فکر خودشان باشند بلکه به فکر پرسپولیس باشند. اگر به فکر آینده باشگاه باشیم این مشکلات به وجود نمی آید. هر مدیری ممکن است بگوید اگر این مربی شکایت کند من دیگر نیستم اما پرسپولیس که هست. آن موقع کسی مدیرعامل بوده که الان نیست. اما اکنون مشکل برای کیست؟ پرسپولیس. از مدیران می خواهم که در زمان مدیریت شان به مشکلات باشگاه اضافه نکنند. چرا که عمر مدیریتی در ورزش و به ویژه فوتبال ما خیلی کم شده است.

* موضوع طلبتان از فدراسیون چطور؟

به خاطر نگاه ملی که داشتم دیگر دنبال آن نرفتم. در غیر این صورت اگر پیگیری کنم در عرض دو ماه رای پرونده ام را از فیفا می گیرم چرا که حق طبیعی من بود و مدارک آن مشخص است.
+ نوشته شده توسط دوستاران علی دایی در دوشنبه بیست و یکم اسفند 1391 و ساعت 17:38 |
+ نوشته شده توسط دوستاران علی دایی در دوشنبه چهاردهم اسفند 1391 و ساعت 18:3 |


Powered By
BLOGFA.COM